Archive for the ‘مردم’ Category

زاویه دید

نوامبر 14, 2007

ایرانی ها را سواکردند برای انگشت‌نگاری و رتینال‌اسکن. حبیبی! چشم‌باز باز، میشد چیزی گفت؟!

این متفاوت‌ترین و کوتاهترین اقامتم در دوبی بود. از فرودگاه که آمدم بیرون یکهو دلم‌گرفت. آیا برخوردشان در فرودگاه تاثیر گذاشته‌بود؟ شاید بله، اما آنقدر کار برای انجام‌دادن داشتم که ذهنم روی این‌مسئله گیرنکند.

چندماه‌پیش اوضاع بهتربود. شاید باید برنمی‌گشتم و میماندم. یادم هست که موقع برگشتن یکی از موضوعاتی که از ذهنم گذشت این‌بود که با این اوضاع سیاست جهان و تاثیرات فوری‌ش در مسائل مرتبط با ایرانیها، شاید اگر دوباره بیایم، اوضاع مثل حالا نباشد.

یک مثال‌واقعی: ازش پرسیدم چرا اینهمه روی ایرانی‌ها حساسیت هست و چرا دیگر از ایرانی‌ها استخدام‌رسمی نیست؟ گفت امروز روزنامه‌ی خلیج تایمز را خواندی؟ گفتم نه. برو بخوان. بعدازظهر توی لابی‌هتل، روزنامه‌ی خلیج را برداشتم ببینم مثلا چه‌نوشته؟ مطلب را الان کاملا به‌خاطر ندارم اما بصورت خلاصه این‌بود: ازقول یک فرمانده نظامی ایرانی نوشته بود ما درصورتی که لازم‌باشد انجام عملیات انتحاری در خلیج را مدنظر داریم. این تیتر درشت صفحه‌ی اول بود. یک نیم‌صفحه را هم گذاشته‌بود برای توضیح و باقی‌قضایا. بعد یک اشاره‌ی ویژه‌ی سردبیر را هم گذاشته‌بودند که درصفحه‌ی فلان بخوانید. حالا این نکته‌ی ویژه‌ی سردبیر چه‌بود؟ یک‌پاراگراف فسقلی که برگشته‌بود به بیست‌وچندسال قبلتر آنهم شرایط‌جنگ باعراق و حکایت حسین‌فهمیده را مثال‌آورده‌بود. خب که چه؟

آخرین روزهای اقامت‌قبلی در امارات را یادم‌هست که باخودم میگفتم چطورمیشود اگر بی‌خیال همه‌چیزشوم و برگردم. یکروز گفتم برگردم ، هرچه در ساک‌بزرگ جامیشد را برداشتم و باقی را رهاکردم و رفتم فرودگاه. از امشب تا فردا در مطاردوبی بالا وپایین رفتم تا صندلی‌خالی در پرواز امارات جورشد، رسیدم اینجا از فرودگاه امام که آمدم‌بیرون حس‌خاصی نداشتم.

این‌بار اما از اول دلم با روزبازگشت بود. بهترین زمان، 24 ساعت پیش ازبازگشت بود. سعی‌کردم کاملا ریلکس‌باشم و همه‌چیز را از‌ذهنم بیرون‌بگذارم که خب راحت‌نه اما شدنی‌بود. منکه شرایط موجود را نمیتوانستم تغییربدهم. ایراد ازمن نبود. موقع‌آمدن، هواپیمای ایرانی برایم حکم فرست‌کلاس‌قطر را داشت.
سختی شرایط یک‌چیزست و تحمل تبعیض‌غلیظ، چیزدیگری‌ست. کاش جارویی وجودداشت که ای‌کاش ها را میزدود. ای کاش .. .

ازهمه‌چیز گذشته این ریلکسی‌عظیمی که در جماعت ایرانی‌هست درقبال این شرایط، دیگر خیلی شاهکارست. در مقام مقایسه بادیگر ملیت‌های ساکن امارات، ایرانی‌ها یک تفاوت ظریف و عمده دارند. ایشان را هیچ ریسمان‌نامرئی، به مرکز یک‌دایره‌ی فرضی وصل‌نمیکند، دایره‌ای که نامش مثلا اشتراک در منافع باشد یا پیکرواحد یک ملیت.

گاهی میشد که روی‌وب میگشتم دنبال مطالب‌فارسی درباره‌ی دوبی، فارسی و انگلیسی. مطالب فارسی اغلب تاحد زیادی غیرکاربردی هستند و مطالب انگلیسی هم از زاویه‌ای به موضوع نگاه‌میکنند که زاویه‌دیدما نیست، اما خب بهرحال زاویه دید است دیگر.

ساعتی با وردپرس فارسی و لینوکس

سپتامبر 12, 2007