مجلس افغانستان با اکثریتآرا، ملالی جویا را برای سه سال از پارلمان اخراج کرده. چرا؟ چون ملالی جویا مجلس را اینطور تعریفکرده: طویله و باغ وحش هم بهتر از پارلمان ما (افغانستان) است، به خاطر اینکه در آنجا (طویله) گاو است که شیر میدهد، خر است که بارمیکشد. بدتر از «طویله» و به جز چند تن محدود جولانگه اژدها ! ملالیجویا تاکیدکرده منظورش از تشبیه پارلمان به طویله، تنها بخشی از اعضای پارلمان بوده، نههمه نمایندهها !
اما پیش ازین هم اوضاع برای وی در پارلمان خیلیهم مساعد نبود. او را تحمل نمیکردند و نمیگذاشتند سخنرانیکند. تقریبا از همان روزهای ابتدای کار پارلمان.
سال 2003
چهارمینروز مجلس لویهجرگه، بهنظر میرسد رهبرانآتی پارلمان، مجرمان ردیفاول جنگهایسابق هستند. درواقع قدرت دستبدست نمیشود بلکه بینبرخی جریانها تقسیممیشود. اعتراضی وجودندارد تا اینکه صداییرسا طلسمسکوت را میشکند. ملالیجویا متولد 1357 نمایندهی بسیارجوان مردمفراه:
آزموده را آزمودن خطاست.
جنایتکاران باید محاکمه بینالمللی و ملی شوند،
نهآنکه در رأس کمیتهها قراربگیرند. جنایتکاران را همه دریک کمیته جمعکنید. اینها همه زنستیز بودند، اینها با جنگهای قدرتطلبی وطن را بهویرانه مبدلساختند. اينها را اگر مردم ما ببخشند، مردم پا برهنه افغان،
هرگز تاريخ نمیبخشد. اينها ثبت تاريخ كشور ما هستند…
ریاستمجلس تا جنگسالاران، او را کافر و کمونیست معرفیکرده میخواهند تا ازیشان عذرخواهیکند اما او مصممتر شده: من واقعیت را گفتهام و ازآن دفاع میکنم حتی ایندفاع بهقیمت جانم تمامشود.
در نخستین جلسهپارلمان، موقع سخنرانی جویا، اکثریت که مخالفند با وی، بامشت روی میزها میکوبند، وضع ادامهپیدا میکند. رئیسمجلس میگوید همشیره، کسی صدایتانرا نمیشنود و اشارهمیکند که میکروفنرا قطعکنند. ملالی جویا در جمعخبرنگاران متنبیانیهاش را بازخوانی میکند و صدایش را صدبار بلندتر بهگوش جهانیان میرساند:
من اگر فکرکنم یکلحظه از زندگیام
بخاطر اندیشیدن به مردمسوگوارم صرفنمیشود
و هرگامم بخاطر بهروزیآنان و آزادیشان نیست، زندگیام بیهودهبوده و چهبماند به زندگی پارلمانی و امتیازاتش.
متعاقب تهدیدهای صورتگرفته، بطورگستردهای موردحمایت قرارگرفت، بهویژه از سوی زنانافغانستان و گروههای مدافع حقوقبشر در خارج از افغانستان.
سال 2006
يک نمایندهی جنگسالار در پارلمان، جنگهای تنظيمی در کابل و کشته شدن دهها هزار نفر را اشتباه خواند. جویا اعتراض نموده ابراز نمود که بايد بين اشتباه و جنايت فرق گذاشت. وی مجاهدين را به دو دسته، مجاهدين واقعی که از آزادی کشور دفاع کردند و آنانی که به تعقيب شکست روسها از نام جهاد سوء استفاده کرده به قتل و غارت و ويرانی پرداختند، تقسيم نمود.
اين سخنان در مقابل کسانی صورت گرفت که هميشه به زبان گلوله سخن گفته اند و با آنکه امروز طبق مد روز از دموکراسی سخن ميرانند اما تحمل شنيدن هيچگونه انتقادی مقابل خود را ندارند. اينان با دشنام عليه جويا برخاستند، همچنین وی را مورد حمله قرار دادند. تعدادی حتی وی را تهديد به مرگ و تجاوز جنسی کردند. نمایندهای فرياد زد: فاحشه، بگيريد بر وی تجاوز کنيد… یکیاز رهبران جریانهایقدرت گفت: درمجلسی که در آنجا استهزا به ارکان دين صورت ميگيرد، دين به ما اجازه نميدهد که در يکچنين مجلس بنشينيم. یکی از نمایندگان از زبان سیاف میشنود که به افرادش توصیهمیکند، بهمحض خروج جویا ازمجلس، با چاقو بهاو حملهکنند. بنابراین چندنماینده و پلیس سعیمیکنند از وی محافظتکنند. داخل پارلمان، او چندینبار مورد حمله قرارگرفته، ازسوی زنانجهادی و نمایندهی جنگسالار. هنوز هم پلیس دروقتاستراحت پارلمان، از ملالیجویا محافظتمیکند.
ژانویه 2007
پارلمان طرحی تصویبکرد بهنام: مصالحهملی، که بر اساسآن، قانون ازتعقیب تمامی متهمین جنایاتجنگی در بیستسالاخیر، صرفنظر میکند. جویا جلسات پارلمان را تحریم نمود و با اعتراض شدید آنرا “خیانت ملی” خواند!
امروز هم که بخاطر اظهارنظرش درباب کموکیف پارلمان، بهانه داده بدست افراطیون. دیدهبان حقوقبشر با انتشار اعلامیهای ملالیجویا را یک “مدافع سرسخت حقوق بشر و آواز بلندی برای زنان افغان” توصیفکرده و تاکیدکرده که عضویت خانم جویا در مجلس نمایندگان افغانستان نباید بهتعلیق درآید. ستارخواصی منشیاول پارلمان: ما هیچگاه این حق را به دیدهبان حقوقبشر نمیدهیم که در موضوعاتداخلی شورایملیافغانستان مداخله کند… اگر ملالیجویا حاضرشود نسبت به آنچهگفته عذرخواهیکند، احتمالا پارلمان درمورد او تجدیدنظر خواهدکرد. اما جواب ملالیجویا: حرفهایمن صدای مردمافغانستان است، بهمبارزاتم ادامه خواهمداد.
این حقیقت دارد که پیش ازین بارها اعضای دیگر پارلمان با الفاظی زنندهتر به مقابله با رقبا برخاستهاند اما درین میان ملالی جویا یک زن است و همین به تنهایی کافی بوده تا هر زمان که به روشنگری پرداخته، جبههمخالف به تهدیدهای مختلف روی آوردهاند. گویا میپندارند صحن پارلمان یا جامعه، همان چهاردیواری خودشاناست و یک زن درموقعیتی نیست که سخنگو باشد و معترض یا ایدهپرداز. اما شیوهای که او برای خود برگزیده، امروز به مثالی تبدیل شده برای به هیجان درآوردن شور فروخوردهی زنان افغان و دیگر حقطلبانافغانی که فعلا حق با آنهاست اما پول وزور و قدرت و اسلحه و قبایل در اختیار آنهایی که گویی بدین جهان آمدهاند بهر سلطه و صاحب بودن. صاحب تصمیم، حال و آیندهی افغانستان. طنز تلخیست، که تعدادی معدود و لایتغیر، امروز سردمداران و رهبران مجلس و دولتهستند در پروسهای مثلا دموکرات. همینافراد چندسال پیش سردمداران قبایل بودند در جنگهاییخونین و حتما فردا هم هرچهنقش موجود باشد، میانآنها تقسیم خواهدشد!
Malalai Joya.com