Archive for the ‘جامعه’ Category

نقاد چپ

می 21, 2007

معمولا تا آنجا که وقت اجازه‌بدهد،‌ مطالب ادبی، تاریخی و سیاسی روزنامه را میخوانم. نوشته‌ای که بخش‌هایی ازآن را آورده‌ام، مشمول هرسه میشد. به‌عنوان یک‌ناظر، علاقه‌ای به چپ یا راست ندارم اما درباره هردوشان هرجا که مطلبی در روزنامه‌ بوده، مطالعه کرده‌ام. مطلب تلخی‌بود که تنها دانستن حاصل‌ازآن، تلخی را رقیق‌تر میکرد هرچند نه‌چندان.

« …و کوه‌های سر به‌ فلک‌ کشیده‌ی شمال، «نه» بلندی گفتند که در گوش‌سیاهکل پیچید. هنوز صدای این «نه» بلند را می‌توان در کتری سی‌وچندسال مانده‌ و خاک‌خورده محمودتوکلی دید. بوی ماندگی. بوی کهنگی، بوی خاک‌وفقر…
و اینجا سرزمین اسطوره‌ای است و اسطوره‌ها از بالاست که می‌آید و تو باید که گوش به‌فرمان باشی. مارکسیسم هم که می‌آید اینجا اسطوره میشود یا اسطوره‌ها روپوشی از مارکسیسم می‌یابند و باز که باید تو گوش به‌فرمان باشی و چشم‌بسته که خردانتقادی را دراینجا که جایی‌نیست و پیرمرد ازجوانی مستقل‌بود و تنها ایستاده…
…باز با سکوت مواجه‌شدی. گویا دراین جامعه‌اسطوره‌ای، نقد را راهی‌نیست یا باید بله‌گویی کنی و آنگاه باماباشی یا نه‌بگویی و خروجت را ازقبیله اعلام‌کنی… بهرحال توکلی نقدوتحلیلی نشد مسکوت‌ماند. باما یا برما کار خودرا کرده‌بود. تو برما بودی و همین‌است که‌هست. ارزش‌تحلیلهایت هم مال‌خودت… »
« اکنون دوسال از نوشته‌ی‌بالا می‌گذرد. امروز محمودتوکلی در بیمارستان دست‌وپابسته به‌تخت درگذشت. کلیه‌هایش ازکار افتاده‌بود. مغزش ازشیزوفرنی ویران شده‌بود و ایست‌قلبی و تمام. »

+ برگرفته‌از: نقاد چپ ایران درگذشت؛ به‌قلم هوشنگ ماهرویان
هم‌میهن یکشنبه 30 اردیبهشت

خرجی

می 17, 2007

شروع‌کرد به گفتن و مدام از پسرش تعریف‌می‌کرد، پسرش دانشجوی‌ممتاز دانشگاه‌دولتی بود در شهری‌دور. اخلاقش اینطوری‌ست، فلان خوبی‌ها را دارد. یکبار نشده گفته‌باشد پول‌ندارم و ازین‌قبیل.
پرسید به‌نظرشما نباید این‌بچه، بجای‌اینکه همیشه با یه پیرهن و شلوار بگرده، مثلا دودست‌لباس داشته‌باشه؟ گفتم خب‌چرا. گفت تاکی بهم‌نگه پول‌میخواد، من باید داشته‌باشم براش کاری‌کنم؟ رفته‌بودم بانک براش پول‌بفرستم، ایناهاش. فیش‌بانکی را جوری‌گرفت که بتوانم‌ببینم. این‌مبلغ نوشته‌شده‌بود: پنجاه‌هزارریال.

موسیقی زیر‌زمینی

می 11, 2007

من زیاد درقید موسیقی و شنودن نیستم، خیلی وقت‌است. اما چیزی که بهش میگویند موسیقی‌زیرزمینی، باعث نوشتن این چندسطر شد. به نظرم این نوع موسیقی، اول ازهمه اجرایی‌ست، یعنی به‌رغم همه‌ی دنگ و فنگی که مربوط به مجوز و هزارچیز اینطوری‌ست و کاملا سدراه تجربه‌است،‌ اینها، کارمیکنند، تجربه‌میکنند و فیدبک نصفه‌ونیمه‌ای هم که دارند میگیرند. شاید همین تعدد در تجربه و انجام‌کار، نقش بسیار پررنگی دارد در ارتقای‌کیفیت آثار بعدی‌شان، امتیازی که مثلا در نشرکتاب نیست، در سینما هم نیست. چرا که هرکدام ازین‌ها، مشکلات خاص خودشان را دارند در هرقدم و هرتجربه. اما گروههای موسیقی زیرزمینی، منتظر مجوز یا مسائلی ازین‌دست نمیشوند و کارشان را بدون‌توجه به محدودیتها پیش‌می‌برند. کاملا واضح است که اغلب‌آثار، جنبه‌ی تجربی‌شان پررنگ‌تر‌است از کیفیت و باقی‌قضایا، اما اینکه ادامه‌ای درکارهست، واین ادامه‌دادن کمتر به‌عوامل‌بیرونی متکی و مربوط‌است، امیدوارکننده‌است؛ زیادشنیده‌ام که ای‌بابا اینهمه خواننده میخواهیم چه‌کار و.. که اغلب حرف‌الکی‌ست. هیچوقت فکرنمیکنم که باید جلوی تجربه‌کردن را گرفت، هرکس فقط جای‌خودش را میگیرد، آنهم که ماندنی‌باشد، می‌ماند. هرچه‌موقعیت برای شراکت درین‌تجربه بیشتر باشد، بهتر‌است. اینکه فیدبک کامل‌ندارند را چیزدیگری جبران‌نمیکند، اما درین‌شرایط، باکمی‌اغماض، ایده‌آل است. نکته‌ی امیدوارکننده‌ی دیگر، اینکه تنظیم‌ها بهتر ازگذشته‌است، اینکه بالاخره درینجا به این نتیجه رسیده‌باشند که تنظیم هم مهم‌است، خودش کلی‌ست!

موافقون

می 5, 2007

اولی – باحرارت و هیجان میگفت اینها خوب میکنن که زن و دخترای بدحجابو می‌گیرن، دارن کاراساسی میکنن. حقشونه، میان توی‌خیابون مردمو از راه بدرمیکنن. بعدشم گلایه‌میکرد که شوهرش توی‌خونه کم‌حرف‌می‌زنه و…
دومی میگفت – اگه اینجوری نکنن که دخترا هرجور میخوان میگردن نمیشه کنترلشون کرد، لباساشون جوریه که همه‌چیشونو میندازن‌بیرون… . دخترش هیچی‌نمیگفت، جین‌تنگ پوشیده‌بود و توی‌آینه موهاشو شونه‌میزد.
سومی – یه‌زن میونسال بود با چادرمشکی، توی‌تاکسی نشسته‌بود. میگفت این‌جوونا دیگه شورشو درآوردن و … اون‌یکی گفت خانوم! تو زورت به‌کی نرسیده؟
هرسه شخصیت‌بالا زن‌هستند و هرسه موافق.
نتیجه دم‌دستی؟ … شاید.

روز کارگر

می 1, 2007

…منافع كارگران چگونه بايد مورد توجه قرار گيرد، از موضوعاتی است كه دولت‌‏ها با بی‌توجهی كامل از كنار آن عبور می‌كنند. واقعيت اين است كه كارگر، عامل توليد و نه ابزار توليد است. بنابراين حرمتی بيشتر از ابزار و در چارچوب‌‏های انسانی خود جست و جو می‏كند.

…كارگر واجد تخصص و انگيزه، توليدی بهتر ارائه می‌كند. كارگری كه توان درمان همسر و خانواده خود را دارد، كارگری كه دغدغه نان شب ندارد و كارگری كه دارای فرزندان تحصيل كرده باشد، توليد بهتری ارائه می‏كند. كار بهتر، درآمد بهتر و فرزندان تحصيل كرده، چرخه‌‏ای است كه باعث ايجاد كار و توليد بهتر می‏شود.
از: بيانيه حزب اسلامی کار به مناسبت روز جهانی کارگر

امروز اول ماه می روز جهانی کارگر.