امروز کلید رکها و اتاق سرورها رو تحویل دادم، با بعضیها خداحافظیکردم و اومدم بیرون. آخر سال و توافقکاری. بعد از ماهها، یه استراحت ده بیست روزه که هست و باید سعیکنم مفید بگذرونمش. شبکه گردنکلفتی بود. بد و خوب باهم. ده روز آخری بارها شنیدم که بهمگفتن انگار گردوخاک رو صورتت نشسته خستهای. 1387 سالسنگینی بود. تهران کرج دبی ابوظبی راسالخیمه عجمان شارجه دبی تهران کرج. مسیر نسبتا طولانی و در بسیاراوقات خستگی و امیدواری توامان.
سال متفاوتی بود. سالی که درحال آمدن است هم سال متفاوتتری خواهد بود.