Archive for جولای, 2008

حرفها

جولای 8, 2008

مردم اینجا اغلب حرفهاشان اطراف جنگ میچرخد، من زیاد اخبار را دنبال نمی‌کنم و بنابه‌سابقه زیاد اینطورحرفها را جدی نمیگیرم. جدی‌بگیرم چه میتوانم کردن؟ متاسفانه گوگل‌ریدرم تعمیرات اساسی نیاز دارد بدین‌شرح که آدرسهای زیادی را گم‌کردم باید از نو شروع کنم با اضافه‌کردن فیدها. شاید همین‌روزها پادکست هواکنم، موضوعی که چندروز فکرم را مشغول کرده‌بود اما چندان‌جدی نشد تا اینکه بچه‌ها بخشی از برنامه رادیوفردا را ضبط‌کرده‌بودند که موضوع موردنظرمان را هرچند ناکافی بررسی کرده‌بود. بنظرم‌رسید بدک‌نیست! لپ‌تاپم ارزش حقیقی‌اش را اینجا نمایان‌ساخت! یکی‌دوروز روشن نشد و خوابیده‌بود رطوبت اینجا گاهی‌اوقات خیلی‌بالاست که باید بیش‌ازین حواسم‌باشد دوباره لالانکند. چندروزپیش میخواستم وبلاگ را آپگریدکنم آنقدر همه‌چیز درهم‌بود که برای اولین‌مرتبه آپگرید نشد و خراب‌شد! آنقدری وقت و فضا برای تمرکز روی موضوع ندارم که تعمیرش‌کنم پس با عذرخواهی از همگی، همه‌چیز را ازنو بناکردم. بدون هیچگونه پلاگین یا افزونه. دلم لک‌زده برای شرکت در یک بحث ماکروسافتی غیرماکروسافتی! هرچه کتاب و پادکستهای کمیاب‌داشتم،‌پیش‌ازآمدن آپلودکردم اینترنت که اینجا هرچه‌لازم‌داشتم دانلودکنم اما اینجا قابل دانلودنیستند! بعضی از پستها تصاویرشان را بعدا اضافه‌میکنم چندتا کامنت‌پریده که از نویسندگانشان عذرمیخواهم…

نوشتن یعنی

جولای 4, 2008

« سانسوری که بهش اشاره کردید، اگر مقصودتان نوع رسمی‌اش باشد، همیشه‌بوده، نباید از سانسور اباداشت. سانسور اگرهست، اگرمیتواند کارخودش را بزوربکند، بکند. آدم که نباید داوطلبانه وسیله‌ی دست‌او بشود و وکالتا ازطرف او وظیفه‌ی او را انجام‌دهد.
نوشتن یعنی ازدست سانسور دررفتن. تو از سانسورخودت بگریز حالا اگر سانسوردیگران به سراغت می‌آید آن مسئله‌دیگری است.
… آدم وقتی که میخواهد یک‌کاربکند پرهیز و تقیه و ازین‌کارها درست‌نیست. درست، آدم، این کار را میکند به این خاطرکه صداقت‌خودش را درآینه‌ی خودش تماشاکند. به‌این‌خاطر که صداقتش بهش‌میگویدبکن. این آینه‌ی آدم هست. من هیچوقت به‌خاطراینکه کسی ازش بدش‌بیاید، یا سانسورش‌بکند، نه‌نوشتم، نه‌ننوشتم؛ ممکن‌است بنویسم و چاپ‌نشود – اما نوشته‌امش.
نتوانم چاپ‌کنم یک‌چیزی است و نبایدبنویسم چیزدیگر. بایدبنویسم اگرچه نشود که چاپ‌شود » (( گفته‌ها، ابراهیم گلستان، ص 155 ))