زاویه دید

ایرانی ها را سواکردند برای انگشت‌نگاری و رتینال‌اسکن. حبیبی! چشم‌باز باز، میشد چیزی گفت؟!

این متفاوت‌ترین و کوتاهترین اقامتم در دوبی بود. از فرودگاه که آمدم بیرون یکهو دلم‌گرفت. آیا برخوردشان در فرودگاه تاثیر گذاشته‌بود؟ شاید بله، اما آنقدر کار برای انجام‌دادن داشتم که ذهنم روی این‌مسئله گیرنکند.

چندماه‌پیش اوضاع بهتربود. شاید باید برنمی‌گشتم و میماندم. یادم هست که موقع برگشتن یکی از موضوعاتی که از ذهنم گذشت این‌بود که با این اوضاع سیاست جهان و تاثیرات فوری‌ش در مسائل مرتبط با ایرانیها، شاید اگر دوباره بیایم، اوضاع مثل حالا نباشد.

یک مثال‌واقعی: ازش پرسیدم چرا اینهمه روی ایرانی‌ها حساسیت هست و چرا دیگر از ایرانی‌ها استخدام‌رسمی نیست؟ گفت امروز روزنامه‌ی خلیج تایمز را خواندی؟ گفتم نه. برو بخوان. بعدازظهر توی لابی‌هتل، روزنامه‌ی خلیج را برداشتم ببینم مثلا چه‌نوشته؟ مطلب را الان کاملا به‌خاطر ندارم اما بصورت خلاصه این‌بود: ازقول یک فرمانده نظامی ایرانی نوشته بود ما درصورتی که لازم‌باشد انجام عملیات انتحاری در خلیج را مدنظر داریم. این تیتر درشت صفحه‌ی اول بود. یک نیم‌صفحه را هم گذاشته‌بود برای توضیح و باقی‌قضایا. بعد یک اشاره‌ی ویژه‌ی سردبیر را هم گذاشته‌بودند که درصفحه‌ی فلان بخوانید. حالا این نکته‌ی ویژه‌ی سردبیر چه‌بود؟ یک‌پاراگراف فسقلی که برگشته‌بود به بیست‌وچندسال قبلتر آنهم شرایط‌جنگ باعراق و حکایت حسین‌فهمیده را مثال‌آورده‌بود. خب که چه؟

آخرین روزهای اقامت‌قبلی در امارات را یادم‌هست که باخودم میگفتم چطورمیشود اگر بی‌خیال همه‌چیزشوم و برگردم. یکروز گفتم برگردم ، هرچه در ساک‌بزرگ جامیشد را برداشتم و باقی را رهاکردم و رفتم فرودگاه. از امشب تا فردا در مطاردوبی بالا وپایین رفتم تا صندلی‌خالی در پرواز امارات جورشد، رسیدم اینجا از فرودگاه امام که آمدم‌بیرون حس‌خاصی نداشتم.

این‌بار اما از اول دلم با روزبازگشت بود. بهترین زمان، 24 ساعت پیش ازبازگشت بود. سعی‌کردم کاملا ریلکس‌باشم و همه‌چیز را از‌ذهنم بیرون‌بگذارم که خب راحت‌نه اما شدنی‌بود. منکه شرایط موجود را نمیتوانستم تغییربدهم. ایراد ازمن نبود. موقع‌آمدن، هواپیمای ایرانی برایم حکم فرست‌کلاس‌قطر را داشت.
سختی شرایط یک‌چیزست و تحمل تبعیض‌غلیظ، چیزدیگری‌ست. کاش جارویی وجودداشت که ای‌کاش ها را میزدود. ای کاش .. .

ازهمه‌چیز گذشته این ریلکسی‌عظیمی که در جماعت ایرانی‌هست درقبال این شرایط، دیگر خیلی شاهکارست. در مقام مقایسه بادیگر ملیت‌های ساکن امارات، ایرانی‌ها یک تفاوت ظریف و عمده دارند. ایشان را هیچ ریسمان‌نامرئی، به مرکز یک‌دایره‌ی فرضی وصل‌نمیکند، دایره‌ای که نامش مثلا اشتراک در منافع باشد یا پیکرواحد یک ملیت.

گاهی میشد که روی‌وب میگشتم دنبال مطالب‌فارسی درباره‌ی دوبی، فارسی و انگلیسی. مطالب فارسی اغلب تاحد زیادی غیرکاربردی هستند و مطالب انگلیسی هم از زاویه‌ای به موضوع نگاه‌میکنند که زاویه‌دیدما نیست، اما خب بهرحال زاویه دید است دیگر.

21 نظر to “زاویه دید”

  1. Bamdad می گوید:

    سلام سامان!

    اولا که از «ماجراجویی‌های تحصیلی و شغلی‌ات» خوشم اومد. چون من هم تا حدودی البته نه به شدت و حدت تو اینطوری بودم. خوب جسارت زیادی می‌خواد که من تا یه سن مشخصی داشتم و بعد دیگه محافظه‌کاری زندگی بر آرمان‌طلبی جوانی چربید و ما رو هم سر به زیر کرد… حالا این موضوع بماند.

    در مورد همین نوشته. ببین ایران همون ایران قبل هست. هیچ چیز تغییر خاصی توی ایران نکرده. این حرف‌ها از مدت‌ها قبل زده می‌شده، این برنامه اتمی از مدت‌ها قبل حتی قبل از انقلاب شروع شده بود، و خیلی چیزای دیگه همونه که بود. پس چرا با ایران بد شدن و بدتر شدن؟

    تحلیلی جایی خوندم که جالب بود. تا قبل از فروپاشی شوروی، اسرائیل از اعراب زیاد می‌ترسید و روی ایران به عنوان یک وزنه در برابر قدرت گرفتن کشور‌های عربی حساب می‌کرد. برای همین هم به شدت مخالف برخورد قهرآمیز با ایران بود. اما بعد از فروپاشی شوروی و نزدیک‌شدن روزافزون کشور‌های عربی به آمریکا،‌این خطر رو دیگه اسرائیل احساس نمی‌کنه و مهمترین خطری که در منطقه حس می‌کنه ایران هست. نگرش اسرائیل و لابی‌های صهیونیست در آمریکا نسبت به ایران به صورت ماهوی عوض شده. این رو بذار کنار موضوعات دیگه‌ای که واضح هستن مثل منابع ایران و موقعیت فوق‌العاده حساس و مرکزی اون در خاورمیانه و سنگ‌اندازی در برابر هژمونی آمریکا در این منطقه حساس و خطر اتحاد ایران با چین و روسیه و … که وضعیت رو برای آمریکا بحرانی‌تر کرده.

    در سال‌های اخیر سیاست «دیو سازی» از «ایران» و «حاکمان» ایران در «ارکستر رسانه‌ای» غرب غالب بوده. و این ارکستر رسانه‌ای همراه با لابی‌های مستقیم و غیرمستقیم حاکمیت آمریکا و وابستگانش کم‌کم ایران رو چه در افکار عمومی جهان و چه در سطح سیاسی و اقتصادی منزوی‌تر کرده. کار به جایی می‌رسه که در یک محیط دانشگاهی (دانشگاه کلمبیا) رئیس‌جمهور ایران رو دیکتاتور خطاب می‌کنن. چیزی که واقعیت نداره، رئیس جمهوری که با انتخاب مردم انتخاب شده باشه هر چیزی که باشه دیکتاتور نمی‌تونه باشه. بگذریم… حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ شد …

    موفق باشی…
    بامداد

    سامان: بامداد جان سلام. ممنون که توجه داشتی به مطلب و خودت هم کامنتی نوشتی که تقریبا واسه خودش یک پست کامله! بحث زیاده اما زمان و مکان خودش را نیازدارد.تا فرصتهای بعدی..

  2. احمد زاهدي می گوید:

    داش سامان چاكريم
    به ما كه پاس نمي‌دن
    پاسمان هم نمي‌دن
    تو كه هم سفرهاي دور و دارز مي‌ري هم اهل پاس‌كاري هستي و فوتبال
    باز هم از اين نوشته‌ها كه خوب مي‌نويسي بنويس
    غلظت ايرانيت‌اش را هم كم كني بهتره
    ما ايراني جماعت چه گلي به سر دنيا زده‌ايم كه اين همه طلبكاريم؟ الله علم

  3. grayidea می گوید:

    منكه خيلي بهم بر مي خوره!

    سامان: منم همین را میگویم، اما این دوستمان احمد زاهدی نوشته ایرانیت نوشته زیادست درحالیکه فقط میخواستم بنویسم، درمسائلی که مقداری حساسیت دارد چطوری بهت نگاه میکنند وقتی کام فرام ایران هستی، همین!

  4. Saman می گوید:

    احمدجان اگر به نظرت غلظت ایرانیت‌اش زیادست، بدان و آگاه باش تعمدی درین عمل نبوده ست و هیچ برین اندیشه نبودم که برغلظتش زیاده کنم. آنچه درین نبشته، نمایاندم، بخش کوچک و حسابی سانسورشده‌ای بود از ماوقع. و چنانچه بخود اجازت میدادم که شرح بنمایم، یقین دارم که میگفتی این همکلاس قدیم را هیچ افراط و خوش‌خیالی یا بدخیالی زیاده نیست.

  5. ماکان می گوید:

    رفتی اونجا چی بخونی؟

    سامان: کار !!

  6. gajamoo می گوید:

    امروز تولد هم وبلاگیتونه
    بهشون تبریک گفتین؟
    موفق تر باشی

  7. تورج ناخدا می گوید:

    سامان مهر بان سلام
    با حسی از محبت و لطف شما مو اجه شد م اما و قتی که بلاگ شما را دو بار ه خ اند م حس و طن پر ستی و غم و دل نگر انی نیز بر من غالب شد باید بگو یم همه ز یبا بو د چو ن آن گو نه گفتید در ست بو د که در ستی مصداق ز یبائی است

  8. ميناحيدري می گوید:

    سلام
    سامان جان چرا به گفته ديگران اعتماد مي كني؟
    مراسم تولدم بود و شما هم با حضور سبزت خوشحالم كردي …
    امسال تولدم توي فضاي غريبي بود. هيچ كدوم از كساني كه همه زندگيم بودند حضور نداشتند از همه مهمتر خواهرم….
    اما شما جاي اونا رو برام پر كرديد…
    راستي لينكت كردم كه بيشتر سربزنم.

  9. احمد زاهدي می گوید:

    لينك عكس‌ها درست شدند رفيق
    در ضمن مطلبي هم كه درباره‌ي جشنواره فيلم كوتاه تخمي تهران نوشته‌ام در وبلاگم براي خواندن شما آماده است
    ارادتمنديم رفيق

  10. bizbloger می گوید:

    اينكه ايرانيها عكس العمل روشني مثه شما نشون نمي دن، ميتونه دلايل مثبتي داشته باشه! همه ما ميدونيم كه اين روزا تموم ميشه زودتر از اونكه فكرشو بشه كرد! اونها كه اين حماقتها رو كردن تاثير اين رفتارها را بعد از آن خواهند ديد! ما ملت خاصي هستيم، چيزهايي كه ما رو در يك مدار قرار ميده با همه دنيا فرق داره! اگر اينطور نبود، برخلاف همه تمدنهاي قديمي هنوز سرزمين اصلي خود را نداشتيم!

    سامان: دوست عزیز، متاسفانه متوجه معنای این جمله نمیشوم “اينكه ايرانيها عكس العمل روشني مثه شما نشون نمي دن، ميتونه دلايل مثبتي داشته باشه “

  11. رضا عظیمی می گوید:

    این عزیز Bizbloger انگار یادشون رفته سرزمین ما تو چه سایزی بوده. یونان با اون همه عظمت بیشتر از اروپا و ترکیه رو نتونست بگیره ، ما از هند تا مصر رو داشتیم. یک بیستم اون مساحت باقی نمونده …نمی دونم منظورتون از سرزمین اصلی چیه ، شاید یعنی “همون وسط مسطاش دیگه”.
    ای هرچی فحش ناموسه به این “یه جور دیگه ” بودنمون. ما یکی از حقیر ترین و بی خاصیت ترین مردم کره زمین هستیم ، اگه قبول نداری ادامه داستان تاریخ کشور رو دنبال کن، یه عمر وقت داری.

  12. ميناحيدري می گوید:

    بازي رسانه‌اي يكي از كثيف ترين بازي‌هاي دنياست.
    اينو من با وجود اينكه روزنامه نگارم دارم مي گم و يه اعترافه.

  13. baranekhosh2 می گوید:

    اي بابا تو هم كه مثل من تنبلي.

  14. بهار می گوید:

    آدرس وبلاگ تان را گم کرده بودم… بالاخره از روی یکی از کامنت ها بافتم اش! :)

  15. احمد زاهدي می گوید:

    با شعركي كوتاه به روزم

  16. شهرزاد می گوید:

    نمی دانم اما احساس می کنم وقتی در شرایط قرار بگیریم قضیه فرق داشته باشد

  17. baranekhosh2 می گوید:

    آقا سامان مرسي از اطلاع رساني دقيق شما….

  18. clipsara می گوید:

    سلام دوست عزیز
    سال نو مبارک

    وبلاگم تازه شروع به کار کرده با نام کلیپ سرا و نیاز به کمک و همراهی شما دارم . بسیار افتخار میکنم که با هم تبادل لینک داشته باشیم . لطفا مرا همراهی بفرمایید .
    دوست عزیز در صورت لینک دادن به من حتما از طریق نظرات به من اطلاع دهید که انجام وظیفه کنم .
    از لطف شما سپاسگذارم

    کلیپ های تصویری ( کلیپ سرا )
    http://clipsara.wordpress.com

    موفق باشید

  19. niaz می گوید:

    با سلام و عرض ادب

    و تشکر از سایت خوب و مفیدتون

    می خواستم اگر مایل هستید با سایت شما تبادل لینک کنم

    فقط اگر لطف کنید موضوع لینکتون را برام بفرستید ازتون ممنون می شوم

    و لطف کنید لینک سایت ما را با موضوع درج آگهی رایگان قراردهید

    با تشکر و آرزوی موفقیت بیشتر شما

    http://www.takro.net

  20. قاصدک می گوید:

    سلام مریخی زمینی
    یا زمینی مریخی….

  21. مهدی می گوید:

    سلام
    وبلاگ قشنگي داري تبريک ميگم
    خوشحال ميشم بعد از اين که به اسم مدل لباس لينکم کردي خبرم کني تا لينکت کنم
    ممنون

يك پاسخ برايش بگذاريد