خاطرهی زیبای ایندبیرستان، همیشه مایهی رضایتخاطرم بوده و حالا که میدانم خشتهایش بر زمیننمانده، احساسعجیبی دارم. باخودم قرار گذاشتهبودم روزی برگردمشیراز و دوباره مدرسه را ببینم. تنها مدرسهای که دوستش داشتم، تنها مکان تحصیلی از بین مدارس، دانشگاهها و آموزشگاههایی که رفتم، از 25 سالپیش تابهامروز.
بارها بهمان گوشزدمیکردند: شما وارد مکانی شدهاید با سابقهای درخشان. و ما میخندیدیم چون هتلی که میدیدیم، کمترین شباهتی نداشت به دبیرستانی با سابقهی تحصیلیدرخشان. محل رفیقبازی، شادی، سرگرمی و بزرگشدن بود، شاگردزرنگ هم داشت ولی خیلیکم، همانطور که شایستهاست!

دو ماه از سال تحصیلی میگذشت که واردش شدم، درب بزرگیداشت که تقریبا همیشه بازبود، نکتهای که روزهایاول باید خیلی متعجبم کردهباشد. روزهای شنبه یا یکشنبه، در جمع چند نفریمان شورا میکردیم که کیهانورزشی بخریم یا دنیایورزش؟ و بعد وسط زنگ شیمی مثلا، یکی اجازهمیگرفت برود بیرون و سریع خودش را میرساند چهارراهزند و 15 دقیقهبعد برمیگشتکلاس. دبیر درسمیداد و ما اخبارورزشی میخواندیم.
احتمالا بزرگترین دبیرستان منطقهبود و شایدهم شیراز و بعضیها میگفتند بزرگترین در جنوب، با حیاتی پر از درختاننارنج و نارنجهایی که آنروزها فقط بهکار فوتبالبازی محصلها میامد. هرروز تعطیل که میشدیم، چهارپنجنفری راه میافتادیم به حرفزدن و حرفزدن، دربارهی تمام دلمشغولی آنروزهایمان، فوتبال و دخترها. یکساعت، دوساعت و بعد میرفتیمخانه.
دبیرستان مشاهیر
هرچه از دبیرستان دورترشدم، بیشتر فهمیدم که چه مکانجالبی بوده و برای خودش روزگاریداشته و چقدر آدمهای مشهور درآنجا تحصیلکردهاند. از دور تا نزدیک، از ابراهیمگلستان تا فیروزنادری مسئول پروژهی مریخ در ناسا. یکفوج ازین اشخاص را میشود در کتاب ابراهیمگلستان – نوشتن با دوربین – پیداکرد. وزیر، وکیل، نویسنده، خبرنگار…
شیراز تغییرکرده را با احتیاط ازش یادمیکنم، شیراز تغییر زیادکرده و بیشاز بافتشهری، برایمن مهمتر اینکه، خیلی از آدمهایی که دوستشانداشتم دیگر در شیراز نیستند. همین باعثشد یکباربیایم و دیگر برنگردم، کلی آدرس ازدستدادم. دیشب اورکات را میگشتم شاید نامی نشانی از دوستان دبیرستان و سربازی پیداکنم.
سالها بعد که میخواستم فیلمبسازم، نشد که دبیرستانخودمان را برای فیلمبرداری بگیرم و چندشب و روزتعطیل در دبیرستاندیگری در هماننزدیکی کارکردیم، فضا نزدیکبود اما دبیرستانخودمان چیزدیگری بود، حداقل برایمن.
دبیرستان ابوذر شیراز – شاپور سابق – با هدف یکدستسازی و خلوتکردن محوطهی کریمخانی خراب شده، بنایی 80ساله ساخت آلمانها. حالا اما مردم میتوانند بین بازار و ارگکریمخان، اتوموبیلهایشان را پارک کنند یا فضای سبز تماشاکنند. گویا اینروزها مدرسه آنقدر ساخته میشود که دیگر نیازی به آن دبیرستان نبوده.
