استيوجابز، درمعرفي آيفون گفت، اينكار اختراع دوبارۀ تلفن است. به نظرم اختراع از نياز و احتياج ميايد، مثلا ما نياز داريم چيزي داشتهباشيم كه اخبار روزانه و مطالب خواندني را در قالبي ساده دراختيارمان بگذارد و همه بتوانند دستكم بخشي از مضامين موردعلاقهشان را درآن بيابند يكي اخبارورزشي، ديگري جدول و يكيهم از رخدادهاي هنري باخبر شود. حتي ميتوانيم ليست بعضي قيمتها، سانسسينما و بخشهاي جالب و موردتقاضاي ديگري هم بهآن بيافزاييم،حتي ميتوانيم شعر و داستان و مقاله درآن بگنجانيم، همهچيز يكجا؛ ميتوانيم اسمش را بگذاريم روزنامه !
Archive for ژانویه, 2007
اختراع
ژانویه 24, 2007فيلم
ژانویه 20, 2007پس از عمري نشستم و ازتلويزيون فيلم تماشا كردم، چه فيلمخوبي! دوساعت منتظر نشسته بودم تا صحنهاي برسد كه بوچ روي چمنها ولوشده، ازجيبش كارتپستال آلاسكا را درميآورد، كه تلويزيون طاقت نياورد تبليغپخش نكرده باشد و نصفهشب، دودقيقه مانده به تيتراژ انتهاي فيلم، چند دقيقه تبليغ پخش ميكند. سال 2007 است و تبليغات اوراقمشاركت يك اتوبان چهاربانده و نيمهكاره را احتمالا بهعنوان شاهكار نشان ميدهد.
نان
ژانویه 20, 2007در اروميه نان پيدانميشود چون گاز نيست درحاليکه سرمای هوا استخوانسوز است، هرکه هرچه داشته پوشيده، بضاعت مالی اشخاص دراين مواقع نمود آزاردهندهای دارد. گاريها و باجه هايی که سيبزمينی پخته ميفروشند، سيبزمينیهای درب و داغان. پول که نباشد همينرا ميشود خريد. يادشبخير که اينجا برايم مترادف بود با فراوانی. بافتفرهنگی شهر قابل تشخيص نيست. اين شهر را نمیشناسم، اروميه نان داشت، چه نان مرغوبی.
توضيح: متن را چندروزپيش نوشتم و درواقع ماجرا مربوطميشود به شايد دهروزپيش ازاين. مطلبفوق بسي مطولتر بوده و بنده بابزدلي از سروتهش زده و درخاصيتش خست كردم.
داهات گلوبال
ژانویه 14, 2007اينجا دهكدۀ جهاني است، ما كجاي اين داهات هستيم؟ به عبارت ديگر، به اين وضعيت چه ميگويند؟ داهات سفلي يا داهات عليا؟ اين داهات حومه هم دارد؟
البته، درستش دهات است.
تريبون
ژانویه 13, 2007آنقدر زياد است تفاوت عقايد و آراء دربارۀ مسائل روزجهان و خاورميانه كه گاهي ميگذري از دانستن و پي اصل ماجرا گشتن. بعضي وقتها دو تريبون متفاوت، يكموضوع را طوري پوشش ميدهند كه گويي راجع به دو قضيۀ كاملا متفاوت حرف ميزنند.







