Archive for دسامبر, 2006

دوم ديماه

دسامبر 23, 2006

شب يلدايي دركار نبود. نه شام و نه هندوانه. ساعت نه رسيدم خانه با سردرد اضافي. وبلاگ مثل خيلي از اوقات‌مشابه، تا امروز بالا نمي‌آمد، شب را به گشت‌و گذار اينترنتي گذراندم. همين الان هم حواسم را جمع كرده ام كه به شب‌يلدا نگويم چارشنبه‌سوري! بازي شب‌يلداي وبلاگها جالب بود.

قبل از شب يلدا

دسامبر 20, 2006

بهش نگاه كردم و گفتم: من آبراهام لينكلن را و شما هم جورج واشينگتن، پس فردا خوبه؟ خيلي سريع واكنش نشون‌داد كه نه، چون درگير كارهاي شب‌يلدا هستيم. چيزي نگفتم، مدتي‌كوتاه قريب به دو يا سه ثانيه طول كشيد تا به‌ياد آوردم. آهان شب‌يلدا! ولي فكر مي‌كردم زمستون شده؟ اما درسته. چون هواي اتاق هميشه سرد است، فكركردم زمستان شده، ولي چه بي‌ربط. دختر رديف جلويي، درست مثل وقتيكه راجع به چَت نظرش را گفته بود، راجع به عشق، درجواب معلم گفت وقتش را ندارم، پيش‌خودم گفتم مردم چقدر عجيبن. گفت من با اين جمله موافقم، گفت زحمت‌كشيدي اين جملۀ شكسپيره. ياد جان كيتينگ افتادم، چطور شد كه اهميت اين موضوع را درك كرد؟ كه اين بچه‌ها نبايد سالهاي زندگي‌شون را هدر بدن. آبراهام لينكلن، عجب پرزيدنتي بوده.

فرش‌قرمز فيلم خانۀ شجاعان، راجع به مشكلات بازگشت سربازها از ماموريت درجايي‌دور به خانه‌شان، خانم بازيگر مي‌گويد با خيلي از همسران همچين سربازايي حرف زده و متوجه شده گاهي اوقات چقدر سخته كه… داشتم فكر مي‌كردم كه بروند و با خود آن اشخاص يا همسرانشان حرف بزنند، اما خب مخاطب تلويزيون است ديگر، ولي شايد بعضي‌ها دوست داشته باشند.

برف

دسامبر 18, 2006

ديشب يا بهتر بگويم امروز صبح ساعت چهار، بارش برف قطع شده بود و اين تصوير منظره‌اي است كه از پنجرۀ خانه ديده مي‌شود. خودم از آن به‌عنوان كاغذ‌ديواري در پس‌زمينۀ دسكتاپ استفاده كردم شما هم اگر خواسته‌باشيد فايلش قابل دانلود است، ابعاد: 1600×1200

دانلود فايل تصوير

نبشته

دسامبر 17, 2006

اينكه نسبت به روند معمول، از ظرفيت و توان بيشتري استفاده‌كني، در عمل كمي بيش از حرف كار مي‌برد. توجه چيزي‌ست كه ذره‌ذره و به تناوب متمركز مي‌شود. خيلي مواقع مي انديشي كه كليد‌كار تلاش بيش از پيش است، اما در موقعيت كه قراربگيري اين نكته كليدي تر مي نمايد كه درچه‌جهت و با چه‌شيوه‌اي، دريك كلام، تاكتيك.

Rain Man

دسامبر 10, 2006

ميدان نزديك خانه، يك‌مغازه ميوه‌فروشي هست. عكسي به ديوارش‌زده، چندبار با توجه به كاراكتر شخص‌فروشنده از خودم پرسيدم، اين شخص از كدام‌فيلم اين بازيگر خوشش‌آمده؟ تصوير يك‌بازيگر، كه كپي‌شده و رنگ و رو رفته‌است، امضا هم‌دارد، داستين هافمن. امشب پرسيدم: اين عكس را براي‌چه اينجا نصب‌كرديد؟ خودتون زدين، ازش خوشتون مياد؟ جواب‌داد دوساله كه عكس را اينجا زدم. چرا؟ كدوم‌فيلم؟ جواب: با ذهنش حساب‌كتاباي سخت مي‌كرد… rain man