مارس 21, 2009 با Saman
برچسبها: نوروز, ویندوزلایو
ارسال شده در نبشته | 3 نظرات »
مارس 18, 2009 با Saman
امروز کلید رکها و اتاق سرورها رو تحویل دادم، با بعضیها خداحافظیکردم و اومدم بیرون. آخر سال و توافقکاری. بعد از ماهها، یه استراحت ده بیست روزه که هست و باید سعیکنم مفید بگذرونمش. شبکه گردنکلفتی بود. بد و خوب باهم. ده روز آخری بارها شنیدم که بهمگفتن انگار گردوخاک رو صورتت نشسته خستهای. 1387 سالسنگینی بود. تهران کرج دبی ابوظبی راسالخیمه عجمان شارجه دبی تهران کرج. مسیر نسبتا طولانی و در بسیاراوقات خستگی و امیدواری توامان.
سال متفاوتی بود. سالی که درحال آمدن است هم سال متفاوتتری خواهد بود.
ارسال شده در نبشته | بیان دیدگاه »
ژانویه 31, 2009 با Saman
چندروزی هست که توی بازار قطعات کامپیوتر میگردم و قیمتها رو میپرسم. این چندسالی که از لپتاپ استفادهمیکنم، از قیمتها دورشدهام و طبیعتا بعضیقیمتها باعث تعجبم میشن. تکنولوژی هرسال پیشمیره و الان نمیدونم با یکترابایت هارد چیکار میتونمبکنم یا مثلا با پردازنده چهارهستهای. سالبسال استفادهی شخصیم از کامپیوتر سادهترمیشه و منکه زمانی آرزوی داشتن چهارگیگرم داشتم امروز که درواقعیت اینقضیه ممکنه، استفادهای براشندارم. بهترین استفادهای که الان درذهنمه ولی موقعیتشنیست تماشای یوتوبه، که اونم منبع سیستمی خاصی نیازنداره. نوشتن، ویرایشسادهی تصاویر و تماشایفیلمها – از زمانی که فیلم روی سیدی بابشد،جمعا شاید ده تا فیلم هم با تلویزیونندیدم – فعالیتهایی هستند که منابعسیستمی زیادی نیازندارن. در محل کار اما قضیه کاملا متفاوته. اونجا هرچه سیستم قویتر، بهتر؛ ماجرایی که انگار بیانتهاس. استفاده از کلاسترینگ بجای فلانسرور و استفاده از راهحلهای ذخیرهسازی چندینترابایتی، وایرلساضافی بعنوان پشتیبانفیبر و خلاصه همهجا راهحلهای بیشتر، بهتر و جدیدتر وجوددارن؛ درخانه اما روزبروز متوجهمیشم که فعالیتهام با کامپیوتر سادهتر و کمترمیشن؛ رویوب هم که تقریبا دیگه ناظرغیرفعال هم نیستم. اول صبح اگر کارفوری پیشنیاد، اخبارورزشی و جدوللیگهای اروپایی تنها صفحاتیهستند که میبینم. بعدازظهرها یکبازی آنلاین – شاید – همین.
اونروز برق برای چندساعت رفت! یوپیاسها و دیددید دیددید تهماندهی باتریهاشون و سپس خاموشیمطلق و سکوتکمیاب در بیشهی سرورها، سوئیچها و کولرها و بیاختیار و باصدایبلند تکخندهیمن! چه صلح و آرامشی! بیرونمیامدم یکیاز کارمندان کهنسال و نسبتابدبین گفت اداره تعطیلخدایی شد و من بازهم خندیدم و بسرعت رفتم اتاقم، کیفم را برداشتم زدمبیرون و ازتعطیلی خوشایند و نابهنگام لذتبردم. شاید اولین مرتبهبود که ازکارافتادن کامپیوترها بدحالم نکرد.
ارسال شده در نبشته | بیان دیدگاه »
نوامبر 30, 2008 با Saman
قدیمترها وقتی به نوشتههام نگاه میکردم و درنهایت تصمیممیگرفتم که قیچی را نگذارم و از سروتهش بزنم که بشود به زیور طبعش آراست؛ این ایده میامد سراغم و گهگاه ذهنم را مشغولمیکرد. اینکه ورزشینویسی ژانریست که پشتتیغ گیرنمیکند و ورزشینویس شخصی آزادست. الان مدتهاست این ایده را باورندارم که ورزشینویس میتواند بنویسد و بنویسد و مطلبش قیچینشود.
بخشی از گفتگوی کامنتیام در یکی از سایتهای ورزشی را اینجا میگذارم، مطلب موردبحث علیدایی بود. سعی کردم نویسنده سایتی که خیلی هم دوستش دارم از نوشتهام دلخورنشود چون درحقیقت هم قصدم شفاف صحبتکردن بود و نه دیگری را دلخورکردن.
لینک مطلب در سایت لست کیک
اقای سامان،
من (سیروس _ ا )هستم ودوستان گاهی اقای (سیروس _ س) را با من اشتباه میگیرند و اعمال غلط بنده را از چشم ایشان میبینند. چون شما به مستندات علاقه مندید که این بسیار عالیست ولی همیشه کارامد نیست لازم میبینم که موردی را ذکر نمایم. بیشتر روابط غیرسالم مخفی ست و طرفین رابطه سعی در مخفی نگه داشتن ان میکنند. اگر اشتباه نکنم حتی قران هم در جائی میگوید (درک میشود ،ولی توصیف شدنی نیست). اگر شما قادر به توضیح این مسئله که اقای دائی با کدام معیار منطقی و مستند به رتبه مربی گری تیم ملی ایران رسیده است هستید و میتوانید برای جمله (لابی با خدا ) ایشان توضیح مستندی بیاورید ، لطفا بنده حقیر را هم بی اطلاع نگذارید که با اشتباهاتم مزاحم وقت مردم نشوم (سیروس ا )
جوابیه من به ایشان:
دوست عزیز آقای سیروس ـ ا، حرف حساب جواب ندارد.
شرایط کنونی تیم ملی زائیدهی اعمال تعدادافرادی مختلف است و من بعنوان یک طرفدار واقعی فوتبال آنقدری خداراشکر میفهمم که از چیزی الکی تعریفنکنم به صرف علاقهام به چندتا فاکتور بارز در علیدایی. علیدایی یا هرکس دیگر کارجالب دارد کار پربحث هم دارد، ولی یک ولی مهم اینکه؛ بخاطر فلان ایراد، کارهای قبلی یا بدون ربطش بهامروز را نباید شست و کناریگذاشت. مثال: علیدایی بعنوان مربی سایپا در دوبازی با استقلالتهران، هرچه از روند بازی میگذشت، هافبکهایتیمش میانهزمین را با هرقیمت تصاحبمیکردند و با تعداد پاس بالا – کاملا بالاتر از میزانی که در فوتبال ما مرسوم است – بازی را از کنترل میزبان درآورده و حملات پرشماری را پایه گذاری کرده، تاکتیک خودشان را در زمین حریف و مقابل تماشاگران پرشمارش دیکتهمیکردند. این زیبا بود و تازگیداشت؛ آنقدر جالب که شخصی مثل مجیدجلالی بیاید و در برنامه نود به تمجید کمنظیر از علی دایی بعنوانمربی بپردازد. همین آقا بعنوان مربی تیمملی تیمیدارد که حسرت 4 تا پاس پیاپی و سالم را به دل هواداران میگذارد.
حالا من بیایم و فقط تعریفکنم و بگویم فلان و بهمان، همانقدر دور از منطق است که اگر بخاطر امروز، دیروزش را هم زیر سئوال ببرم. همین. درضمن آیا در ماجرای مبعلی، نیکبخت و علیکریمی فقط علیدایی مقصر بوده؟ دوطرف ماجرا را باید دید، دیگران و اطرافیان موجه و غیرموجه را، به بهانضمام مطلبی که جنابعالی اشارهکردید، خیلی از مستندات را بندهنمیدانم. اما آنچه را هم میدانم بهحساب نیاورم؟ بیتوجه به همهچیز، مثل پرشمار اشخاصی که میگویند فلانی عالیست هرچه کرده درستاست یا نه برعکس بگویم فلانی هرچهکند بیربط است؟ ازطرفی بسیاری از مردم شاید کیفیت بازی مبعلی را از یاد برده باشند یا جوادکاظمیان که هردوی اینها در امارات عالی هستند، علیدایی با هیچکدام کاریندارد، توجیهش چیست؟ ایمان و جواد در امارات از خیلی از بازیکنانفعلی تیمملی بهترهستند.
یا اینیکی: زمانی که از سایپا چندنفر را دعوت کرد، ازین چندنفر آمادهترینشان در آنزمان را خطزد، باخودبازیکن صحبتکردم و حرفهایی که از مربی شنیدهبود را شنیدم، که توجیه درستینبود؛ در حالیکه در همانزمان ابراهیمصادقی که دیگر آن فرم زمانقهرمانی با سایپا را نداشت – که خیلی عالی بود، با حرکتش تیم راهمیافتاد و کیفیت خوبش را مقابل اکثر تیمها نشانداد و همه دیدند بعد از قهرمانی با سایپا و گذراندن سالی استثنایی بدل شد به بازیکنی که سالهای متوالی بود – در تیمملی بازیکرد، درحالیکه بازیکنی که آنزمان کاملا آماده بود در تیم ملی بازی نکرد، در سایپا هم وضعجالبی پیدانکرد و امروز دیگر جزو خوبهای لیگما نیست. توجیهدارد؟ من باید توجیهکنم؟ یا بهاین خاطر بگویم علیدایی در هرتا هم شانسی به میلانگلزد یا بگویم علیدایی کسی بود که بلیتش برد و بالا آمد و همهجا همینطوری مثل لوکخوششانس مدارج ترقی را طیکرد؟ در اصل از ابتداییترین نیازهای یکبازیکن محرومبود؟ آنجا هم لابی میکرد؟
علیدایی با همان ادلهای مربی تیمملی شد که شخصیمانند امیرقلعهنوعی. خوب است؟ یا بد؟ این دونفر به دلایلی از خیلیها لیاقت کمتری نداشته و ندارند که از منظری از اکثر گزینهها فاکتورهای مثبت بیشتری هم دارند. از نظر شخص من – که میتواند برای شما علیالسویه باشد – در شرایط ما سرمایهگذاری روی ایناشخاص از بیشتر گزینههای دیگرمان بهترست. امیر امروز و بعد از آنهمه ماجرا گزینه خیلیبهتری حتی هست. علیکریمی در زمان انتخابمربی برای تیمملی نظرش روی علیدایی بود و غلطهم نمیگفت. بگمانم تورج عاطف، پس از انتخاب علیدایی نوشت مکانیزم انتخابی غیرشفاف ولی انتخابیدرست؛ دیگران خیلی برتر بودند؟ دلایل کافی و ادله مشخصینداریم. اینبار هم مثل همیشه صعود یا عدمصعود تیممان به دقیقهنود میکشد؟ شاید.
من مسئول این ورزش یا فوتبال بودم انتخابم چیزدیگری بود. شما هم همینطور، شاید. یک مسئله میتواند سیاه یا سفید مطلق نباشد.
من مثل شما آقای سیروس ـ ا عزیز، قلمی روان ندارم، اما امیدوارم منظورم را رساندهباشم. طبیعیست که من در سایت شما خلاف مطلبتان نظربنویسم و دوستانتان بیایند ناسزابنویسند درجهت دلداری و همراهیتان؛ اما خودتان نیکمیدانید دیالوگ با نظراتمخالف کمارزشتر از زندهبادگفتن همراهان و همجهتان نیست. اگر در عرصه ورزش و فوتبال مملکتمان این حوصله و اعتقادبود، وضعبهتر بود. هراز گاهی، عدهای درین فدراسیون جمعمیشوند و اسبخود میرانند و نظراتمخالف باخود را بههیچگرفته و حداقل از نیمیاز امکاناتشان بیبهره میمانند و نوبتبعدی که گروهبعدی سرکار آمدند همینکار و روش را برسر گروهقبلی اجرامیکنند و تا امروز که اینروشکار در بسیاری فدراسیونها و تیمها اجراشده و ضررش بههمه رسیده، از بازیکن و مربی تا هواداران واقعی تا بهقولبعضیرسانهها، تماشاگرنماها. اگر نوشته اینجانب باعث دلخوریتان شده پوزشم را پذیرا باشید. گمانمیکنم حسننیتم پنهان نماندهباشد. آقای سیروس ـ ا موفقباشید.( سامان – خودم )
جوابیه آقای سیروس ا:
با سلام و تشکر بسيار بابت وقتي که گذاشتيد! سامان عزيز قبل از هر چيز مايلم بدانيد که هيچکدام از مسائلي که عنوان نموديد برايم علي السويه نيست و نخواهد بود!!! شايد بزرگترين مورد اختلاف ما در مورد اقاي دائي اين باشد که شما تنها در بعد ورزشي به مورد نگاه ميکنيد و ديد من تنها ورزشي نيست. سعي ميکنم در مقاله اي اين مورد را بشکافم و البته سايت لست کيک مجاز خواهد بود که انرا درج نموده و يا غير قابل درج تشخيص دهد. در اينجا تنها به اين مورد اشاره ميکنم که مورد دائي موردي استثنائي در مسائل اجتماعي و فرهنگي و سياسي ايران در طول بخصوص تاريخ معاصر نيست و دغدغه اصلي من اينست که ما چندبار بايد از يک سوراخ گزيده شويم؟! (سیروس ا )
برچسبها: فوتبال
ارسال شده در فوتبال | 5 نظرات »
نوامبر 30, 2008 با Saman
دوساعت پیش از آغاز الکامپ چهاردهم در نمایشگاه حضورداشتم، با وجود اینکه دوستداشتم نمایشگاه را ببینم، فقط دوساعت مانده به پایان الکامپ، مهلتی فراهمشد و توانستم بعضی غرفهها را ببینم برای سفارش پیشفاکتور و مواردی مشابه. دوستداشتم فارغالبال در محیط نمایشگاه قدمبزنم. محیط جالبیبود. اشخاصی را میدیدی که بهترین رفتار دربرابرشان پرسیدن و گوشفرادادن دقیقبود تا چیز تازهای یادبگیری؛ همچنین برعکس، افرادی که سعیمیکردی مودبانه متقاعدشانکنی وقتنداری و باید هرچه سریعتر به کاروبارت برسی. نمایشگاه رسم جالبیست.
برچسبها: آی تی, الکامپ
ارسال شده در آی تی | بیان دیدگاه »